ميرزا حسن حسينى فسايى

508

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

باشى و لقب طهماسب قلى خان سرافراز گرديد « 1 » و مأمور به محاصره شهر مشهد گشته ، چند فوج سپاه قزلباش را برداشته ، روانه گرديد و ملك محمود سيستانى باروى شهر مشهد را مضبوط ساخته ، در پس حصار نشست و طهماسب قلى خان ، بعد از ورود چندين كرت يورش برده ، دلاوريها نموده ، كارى از پيش نبرد و بعد از دو سه روزى موكب و الا در جوار مزار خواجه ربيع « 2 » در نزديكى شهر مشهد مقدس نزول اجلال نمود و روزبروز بر رتبه طهماسب قلى خان افزود تا كارش به جائى رسيد كه در خيال سلطنت افتاد و نواب فتح على خان نايب السلطنه را مخل حصول مقصود خود مىپنداشت « 3 » و براى دفع او به رشوه و تملق ، جماعتى از اركان دولت را با خود يار ساخته خاطرنشان حضرت شاه طهماسب نمودند كه فتح على خان در تهيه « 4 » و تدارك سلطنت براى خود افتاده و زمانى نگذشته كه شاه را مقيد داشته ، لواى پادشاهى خواهد افراشت ، پس پادشاه نادان ، دوست خيرخواه خود را به دست دشمن بدخواه داده ، تيشه بر ريشهء خود زد و طهماسب قلى خان با جماعتى اتفاق كرده ، نواب فتح على خان نايب السلطنه را كشتند و جنازه او را در جوار مزار خواجه ربيع دفن نمودند . « 5 » و اين واقعه در چهاردهم ماه صفر سال 1139 مطابق يونت‌ئيل « 6 » اتفاق افتاد و ملك محمود از اين قضيه خشنود گشت و روز ديگر از شهر درآمده ، بر اردوى شاهى حمله برده ، كارى نكرده ، بازگشت به شهر نمود و بعد از سه چهار روز طهماسب قلى خان پاى مردانگى را فشرده ، به قهر و غلبه شهر مشهد را مسخر نمود و ملك محمود ، لباس فقر و درويشى پوشيده در زاويه‌اى از آستانه مباركه رضويه پنهان گرديد « 7 » . و در بيست و ششم ماه رجب اين سال [ 1139 ] : نزول آفتاب به برج حمل واقع شد « 8 » . و در سال 1140 مطابق قوىئيل ، احمد پاشا والى بغداد و سردار سپاه رومى كه بيشتر از آذربايجان و قزوين و كرمان‌شاهان و بلاد ديگر عراق عجم را در تصرف داشتند ، با سپاهى بىاندازه ، براى تسخير اصفهان و رهائى شاه سلطان حسين از حبس و قيد افغان به همدان آمد و رسولى نزد اشرف سلطان فرستاد و ما فى الضمير را از او خواستند ، اشرف سلطان جواب را به سفير تير و زبان شمشير حواله نمود و با سپاه افغان و ايران به گلپايگان آمد و امينى را روانه اصفهان داشته ، پادشاه سعيد سلطان حسين را شهيد كرده ، سر او را براى احمد پاشا روانه داشت « 9 » و تاريخ اين واقعه را « تجديد لقتل الحسين » : [ 1140 ] گفته‌اند ، پس اشرف سلطان به استقبال احمد پاشا شتافت و از

--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 515 ، طهماسب قلى به معنى غلام طهماسب است . ( 2 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 57 ، و در روضة الصفا ، ج 8 ، ص 516 ، آمده است : ( در جوار مزار جناب ربيع بن الخثيم مشهور به خواجه ربيع ) . ( 3 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 515 ، و جهانگشاى نادرى ، ص 58 . ( 4 ) . در متن : ( تحيه ) . ( 5 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 59 ، و روضة الصفا ، ج 8 ، ص 518 . ( 6 ) . در جهانگشاى نادرى ، ص 57 : سنه 1139 مطابق با ( لوىئيل ) است . روضة الصفا ، ج 9 ، ص 518 : تاريخ اين واقعه را جمعه دوازدهم محرم سال 1139 نوشته است . ( 7 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 519 ، و جهانگشاى نادرى ، ص 62 . ( 8 ) . ر ك : جهانگشاى نادرى ، ص 67 . ( 9 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 505 .